خط در خانواده ی ما ارثی بود.
نیاکانمان دور خلاف را خط کشیده بودند
کمر پدر بزرگم زیر بار خط فقر خمیده بود
پدرم در خط تهران – تبریز بود
که با خط ریشهای چکمه ایش
عاشق خط چشم مادرم شد.
به شهر که آمدیم
زلزله نیز مثل گاز
مثل تلفن
خطش را از زیر و روی خانه ی ما عبور داد.
عاشق که شدم
زدم به خط شاعری
و حالا سالهاست
خوشنویش خط نستعلیق هستم.
ﺩاﻭﻭﺩ ﺳﻮﺭاﻥ
برچسب: عاشق که شدم,روزی که عاشق شدم,عاشق یکی شدم که نباید میشدم,عاشق پسری شدم که دوستم نداره,روزي كه عاشق شدم,عاشق مردی شدم که,آنگاه که عاشق شدم,وقتي كه عاشق شدم,اینبار که عاشق شدم,اولین بار که عاشق شدم,
نویسنده: ماهان احمدی